- 2010
- 2009
- 2008
-
2007
- November
- October
- September
-
August
-
توی شهر سایه ها ( 5 )
08/31/07
فردا که شد اون برگشت ، پشت سرش ، پیرمردی قد بلند ، با سپیدی های مو ، ریش بلند ، با یک عصا ، با یک ردا
پادشاه از جاش پاشد.
آخه اونا تناه کسی بودن توی شهر سایه ها ، که ب -
توی شهر سایه ها ( 4 )
08/28/07
اما اونجا هیچکسی سایه نداشت.
توی شهر سایه ها ، رنگ نبود ، فصل نداشت.
پادشاه شهر ما ، تو دلش یک غصه داشت.
آخه اون تنها کسی بود که گاهی میرفت سفر.
اون فقط از رو ز -
توی شهر سایه ها ( 3 )
08/27/07
همه چیز خوب پیش می رفت
چشمه ها می جوشیدن ، جنگلا بزرگ بودن
توی جوب هیچکسی ، آشغال پفک نبود.
اما اونجا فصل نداشت.
توی شهر سایه ها ، هرکسی هروقت که دلش می خواست -
توی شهر سایه ها ( 2 )
08/25/07
اما اونجا با همه جاهای دیگه کلی فرق داشت.
توی شهر سایه ها ، هیچکسی سایه نداشت.
توی شهر سایه ها یک پادشاه بود.
اما توی شهر سایه ها ، حتی پادشاه هم سایه نداشت.
ت -
توی شهر سایه ها ( 1 )
08/24/07
یکی بود ، یکی نبود
غیر از خدا هیچکی نبود
کنار ستارهء آلفا ، همونی که مال آرشه
شاید هم کنار یکی از اخترک های کتاب شازده کوچولو
پشت سر همین زمین خودمون
وسط -
سی و پنجم
08/20/07
و در آنجا درختی هست
و خانم درخت پسربچه ای را دوست دارد
و پسربچه هر روز به آنجا می آید
و برگ های خانم درخت را جمع می کند
و با آنها تاجی میسازد و پادشاه جنگل را -
سی و چهارم
08/14/07
و در آنجا درختی هست
و خانم درخت پسربچه ای را دوست دارد
و پسربچه هر روز به آنجا می آید
و برگ های خانم درخت را جمع می کند
و با آنها تاجی میسازد و پادشاه جنگل را -
سی و سوم
08/04/07
و در آنجا درختی هست
و خانم درخت پسربچه ای را دوست دارد
و پسربچه هر روز به آنجا می آید
و برگ های خانم درخت را جمع می کند
و با آنها تاجی میسازد و پادشاه جنگل را
-
توی شهر سایه ها ( 5 )
- July
- June
- May

تقويم



